خرید پیراهن زنانه اصولگرايان و ضرورت خروج از رخوت سياسي

امير محبيان در یادداشت خود در رسالت نوشت: مدتهاست که نوعي از سکوت بر فضاي جريان اصولگرايي حاکم است ؛دلايل آن چيست ؟ آيا بايد اين سکوت را معادل آرامش سياسي گرفت يا آرامش قبل از توفان؟اين نوشتار به دلايل اين سکوت سياسي – تشکيلاتي مي پردازد:نوعي سکوت نسبي سياسي بر فضاي رقابتي دو جناح اصولگرا-اصلاح طلب حکمفرما شده است.اين سکوت لزوما به معناي حل مسائل فيمابين اين دو جريان نيست.از سويي جريان اصلاح طلب با حمايت تقريبا پررنگ از دولت به گونه اي در پناه جريان دولت ،بدون اينکه حساسيت رقيب را برانگيزد؛ در حال بازسازي خود است.اما جريان اصولگرايي نوعي رخوت سياسي را تجربه مي کند.ادامه اين وضعيت براي جريان اصولگرايي مناسب نيست.البته تاکيد بر تحرک جريان اصولگرايي و خروج از رخوت به معناي بازسازي فضاي چالش مخل آرامش سياسي نيست.در هر حال براي اين رخوت سياسي دلايل چندي را مي توان برشمرد.1. تبديل دوقطبي اصولگرايي-اصلاح طلبي به اعتدالي- تندروپس از انتخابات رياست جمهوري سال 92 عملا همانگونه که انتظار مي رفت فضاي دوقطبي اصولگرا-اصلاح طلب تحت الشعاع دو قطبي اعتدال-افراط قرار گرفت.همين امر تا حدودي باعث شد که مباحث چالشي ميان اين دو جناح به حاشيه رود.طبعا بخشي از اثرات اين امر مثبت بوده ولي اين عدم طرح مباحث به معناي حل آنها نيست.2. اولويت يافتن سياست خارجي در مباحث سياسي و تبعيت اصولگرايان از سياست مليبا روي کار آمدن دولت روحاني؛اهميت سياست خارجي و حل معضل هسته اي به موضوع شماره يک تبديل شد.با کاسته شدن از اهميت سياست داخلي،تحرکات در در اين زمينه هم کاهش يافت. از سوي ديگر،حوزه سياست خارجي هم حوزه وفاق بوده و بايد باشد؛از اين‌رو،چالش بر روي بحث هسته اي از محوراصولگرا- اصلاح طلب خارج شده و بر روي  محور اعتدالي- افراطي شکل گرفت.3.سياست صبر وانتظاربه نظر مي رسد که دولت موفق شده فضاي سياسي را روي محور توافقات به‌حالت تعليقي نگه‌دارد.اصولگرايان نيز چون جامعه در وضعيت تعليقي صبر و انتظار قرار دارند.اين سياست هر چند از جهاتي مي تواند براي آرامش سياسي مفيد تلقي شود ولي مي تواند حجم انتظارات را به‌شکل فزاينده اي تجميع کرده و فشار خطرناکي را در صورت عدم موفقيت بر دولت وارد کند.4. فقدان محوريت موثربا ضرباتي که از دوم خرداد 76 به جايگاه جامعتين به عنوان هسته مرکزي هدايت فکري –سياسي جناح اصولگرا وارد شد و سپس بعضي از جريانات تندرودرون اصولگرايان محوريت جامعتين را زير سئوال بردند؛عملا نقش اين محور در رهبري جريان اصولگرا کاهش يافت.با کاهش نقش جامعتين وزن ايدئولوژيک جريان اصولگرا به صورت قابل مشاهده اي کاسته شد و در مقابل رويکردهاي عملگرايانه افزايش يافت.به نظر مي رسد براي هر گونه حرکت آتي لازم است جايگاه جامعتين در جريان اصولگرا مجددا بازسازي شود.5.فقدان سوژه مناسب براي تحرکفضاي سياسي ايران اساسا سوژه محور است ؛چنانچه حتي موقعيت هر جريان سياسي با موضع آنها در برابر سوژه هاي سياسي مشخص مي شود.فعلا سوژه هاي سياسي با وزن مناسب در فضاي سياسي ايران که موجب تحرک سياسي شود وجود ندارد.مهمترين سوژه فعلا مذاکرات هسته اي است که اصولگرايان تلاش دارند به عنوان تابعي از سياست کلان نظام در اين مورد عمل کرده و رفتار خود را با شعارهاي تند روانه تطبيق ندهند.***ادامه اين رخوت سياسي به مصلحت نيست؛از سوي ديگر ورود به چالش ها بدون برنامه و ساماندهي مناسب ،به‌واقع برنامه ريزي براي شکست است.بزودي فضاي لازم براي خروج از رخوت فراهم خواهد شد و آن نزديکي به زمان فعاليت براي انتخابات مجلس است.از هم اکنون بايد براي ورود هوشمندانه و سامانمند به فضاي سياسي آماده شد والا در غير اين صورت تغييرات باقيمانده موقعيت اجتماعي اصولگرايان را با مخاطره روبه‌رو خواهد کرد.